تبلیغات

به انفعال کشاندن راهبرد جدید ترامپ

اقتصادایرانی: عصبانی کردن، انداختن طرف مقابل یا دشمن به ورطه انفعال و منفعل‌کردن طرف مقابل و رقیب، یکی از تکنیک‌های مبارزاتی است.

به انفعال کشاندن راهبرد جدید ترامپ
تبلیغات
اقتصادایرانی:

در این تکنیک تلاش می‌شود تا طرف مقابل در انزوا مورد حملات متعدد و مداوم قرار گیرد و شرایط نامناسب برایش ادامه داشته باشد. کسی که عملیات به انفعال انداختن رقیب یا دشمن خود را مدیریت و راهبری می‌کند به‌گونه‌ای پیش می‌رود که سرانجام مخاطب عملیات اداره ذهن و روح خود را از دست بدهد و اقدامی انفعالی، ماجراجویانه، خشن و حساب‌نشده انجام دهد که امکان پاسخ دادن به آن وجود داشته باشد و مشروعیت پیدا کند. درواقع انجام رفتار انفعالی از جانب یک‌طرف منازعه، دادن پاسخ نابودکننده از سوی طرف دیگر را تسهیل و در نزد افکار عمومی مشروع می‌نماید. می‌توان مجموعه این فرآیند را عملیات روانی برای به‌انفعال کشاندن مخاطب هدف نامید؛ تکنیکی که نه‌فقط در منازعه‌های بین دولت‌ها و کشورها در اشکال سیاسی و نظامی دنبال می‌شود بلکه همین راهبرد در منازعه‌های فردی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برخی کارشناسان با بررسی آنچه در منازعه‌ جاری ایران و ایالات‌متحده می‌گذرد، ابراز عقیده می‌کنند که این تکنیک هم‌اکنون از سوی دونالد ترامپ علیه ایران به کار گرفته شده و رییس‌جمهور ایالات‌متحده درصدد است تا ایران در انزوای کامل قرار گیرد و همزمان سختی‌ها و دشواری‌های نابودکننده اقتصادی، فشارهای غیرقابل‌تحملی به دولت و شهروندان ایرانی  وارد کند و در نهایت ایران کلافه، عصبانی و خشمگین به انجام حرکت‌های بی‌تدبیر، هیجان‌زده و انفعالی روی بیاورد و اقدامی مرتکب شود که درنهایت ضربه سخت و نابودکننده مانند بومرنگ به‌سوی خودش بازگردد و ایران متحمل ضربه‌های ناتوان‌کننده یا نابودکننده شود.

درواقع پس از آنکه حملات نظامی ایالات‌متحده علیه ایران کارآمد نبود و نتوانست جمهوری اسلامی را در این کشور براندازی یا تسلیم کند، راهبردنویسان  در پنتاگون و کاخ سفید سختگیری‌های اقتصادی و تحریم‌هایی که نابودکننده توصیف شد را جایگزین جنگ نظامی کردند. مقامات آمریکایی معتقدند که از طریق افزایش فشارها بر تهران می‌توان رهبران ایرانی را در موقعیت انفعالی قرار داد و آنها را به انجام کارهای حساب‌نشده و نابخردانه وادار کرد. آمریکایی‌ها از یک‌سو عملیات اعمال تحریم‌ها و جنگ اقتصادی خود علیه ایران را بزرگ‌نمایی می‌‌کنند و می‌گویند که این تحریم‌های نابودکننده تاکنون علیه هیچ کشوری تمهید و اجرا نشده است و از سوی دیگر با لفاظی‌های گزنده برای تحریک هرچه بیشتر مقامات ایرانی می‌کوشند. درواقع اظهارات اسکات بسنت و جی‌دی‌ونس در مورد نقش و تاثیر اعمال تحریم‌های اقتصادی همین بزرگ‌نمایی است. در عین حال دونالد ترامپ هم می‌کوشد با بیان اظهارات تحریک‌کننده ایرانیان را به انجام عملیات انفعالی وادار کند؛ اقدام‌های انفعالی‌ای که می‌توانند از جانب نظامیان یا ملت ایران انجام شود و تبعات خطرناک آن به جبهه جنگ اسرائیل و ایالات‌متحده تسری پیدا کند. این تبعات شامل شروع شدن جنگ از جانب ایران است که طی آن پاسخ‌های سختی از نظامیان آمریکایی به ایران داده شود. کارشناسان می‌گویند لفاظی‌های ترامپ و سختگیری‌های اقتصادی علیه ایران پله‌پله تهران را به‌سوی انجام اقدامات هیجانی هدایت می‌کند. همین‌که برخی نظامیان ایرانی می‌گویند راهبرد کشورمان از انجام جنگ دفاعی به توسل به جنگ تهاجمی تغییر پیدا کرده و محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان تهدید کرده است که همه کشورهای همکار ایالات‌متحده در منطقه و نیز شناورهای آمریکایی در دریای عمان و اقیانوس هند را هدف قرار خواهیم داد، نشان می‌دهد که دست ظرفیت و انگیزه توسل به اقدام انفعالی در نزد ایرانیان وجود دارد. کاملا قابل درک است که در صورت تاب‌آوری ایران و تحمل اقدامات خصمانه، ایالات‌متحده رفته‌رفته دایره اقدامات مخرب و تحریک‌کننده علیه تهران را گسترش دهد و تعمیق کند. این فرآیند ممکن است دامنه وسیعی از اقدامات را دربر بگیرد تا درنهایت ایران دچار انفعال شود و کاری در نقشه راه ایالات‌متحده انجام دهد و راهبردنویسان کاخ سفید امکان استفاده یا سوءاستفاده از این موقعیت را برای خود و اجرای سناریوهای خود فراهم ببینند. در این صورت ممکن است گام بعدی سناریوی ترسیمی ایالات‌متحده علیه کشورمان شامل به‌کارگیری ظرفیت‌های ناتو یا استفاده از سلاح‌های نامتعارف برای سرکوب و نابودسازی ایران باشد.

در سناریوی دیگر ایالات‌متحده همانطورکه از جنگ‌های ۴۰ روزه، 12روزه و حملات بعد از آن می‌توان نتیجه گرفت از سناریوی اخیر هم چندان فایده‌ای برده نمی‌شود. در تهران بسیاری از مقامات دریافته‌اند که  برای خنثی‌کردن یک تدبیر غیرنظامی باید تدبیری غیرنظامی به‌کار گرفت و از دست بردن به سلاح پرهیز کرد. هم‌اکنون اگرچه ایران خروج‌های غیرقانونی شناورهای تجاری و نفتی را تحمل نمی‌کند و با انجام برخی حملات به این کشتی‌های متخلف، آنها را از ادامه دادن مسیر بازمی‌دارد اما تاکنون اقدامی علیه شناورهای نظامیان آمریکایی که در دریای عمان و دریای غرب قرار دارند، انجام نداده است. نکته مهم در این‌باره آن است که شناورهای نظامی ایالات‌متحده که محاصره دریایی ایران را سامان داده‌اند، از داخل خاک کشورمان، استان سیستان‌وبلوچستان قابل‌رصد و هدف قرار دادن است اما جمهوری اسلامی ایران، دست‌کم پس از امضای تفاهمنامه، هیچ حمله‌ای علیه این شناورها ترتیب نداده و به‌نظر نمی‌رسد که علیه شناورهای سنتکام در دریای عمان، انجام حمله یا حملاتی در دستورکار ایران و نظامیان این کشور باشد.

همکاری‌های متحدان ایران در عراق و یمن و لبنان همچنان ادامه دارد و دست‌کم اقدامات یمن علیه شناورهای تجاری- نفتی عربستان، در مجموع به پیشبرد راهبردهای ایران برای هرچه محدودتر کردن جریان انتقال انرژی و کالا به کشورهای دیگر کمک کرده و از این بابت نوعی هم‌دستی میان ایران با همکاران و متحدانش به دست آمده است. این هم‌دستی می‌تواند درنهایت نرخ تمام‌شده زندگی و معیشت را در سراسر جهان افزایش دهد و نارضایتی‌هایی که در اثر افزایش تورم در میان افکار عمومی پدید می‌آید، نهایتا به زیان آغازگران جنگ بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ تمام شود.

تاب‌آوری و مقاومت ایران، از یک‌سو می‌تواند آخرین برگ برنده ترامپ علیه کشورمان را ناکام بگذارد و شکست دهد و از سوی دیگر می‌تواند میزان ناامیدی و عصبانیت ترامپ علیه کشورمان را تشدید کند. برخی تحلیلگران علاقه دارند که در مورد این ناامیدی و عصبانیت هشدار دهند و بگویند که ترامپ در صورت ناکامی در جنگ اقتصادی ممکن است این‌بار با شدت، حجم و خشونت بیشتری به جنگ بازگردد و حتی دستور انجام حملات با بهره‌گیری از سلاح‌های نامتعارف را صادر کند.

در مجموع می‌توان تصریح کرد که مدیریت صحنه و پرهیز از افتادن به انجام رفتارهای هیجانی و انفجاری، توسل به عقل و رفتار مدبرانه، هرچند برای ایران بسیار سخت است و شهروندان ایرانی هم‌اکنون وضعیت نامناسبی را تحمل می‌کنند اما بهترین گزینه برای راهبردنویسان ایرانی به‌حساب می‌آید چنانکه درنهایت ترامپ به انجام رفتار انفعالی روی خواهد آورد، نه ایران.

نادر کریمی جونی

تبلیغات
تبلیغات
وبگردی
    تبلیغات
    ارسال نظر