قیمت مسکن در تهران اوج گرفت
اقتصاد ایرانی: رکود تورمی در بازار مسکن تهران؛ کاهش قدرت خرید خانوارها و رشد کند قیمتها، سرمایهگذاران را به بازارهای موازی سوق داده و بازار معاملات مسکن را به کمرمقترین وضعیت خود رسانده است.

در حالی که در نگاه اول رشد محدود قیمت مسکن ارزانی واقعی را بهنظر میرساند، واقعیت این است که اکثر خریداران توان ورود به این بازار را ندارند. کاهش محسوس قدرت خرید خانوارها طی سالهای اخیر بسیار آشکار بوده و حتی افزایش محدود قیمتها نیز نتوانسته موانع موجود برای دهکهای متوسط و پایین جامعه را برطرف سازد. رکود کنونی در بازار سبب شده تا سطح معاملات به پایینترین حد ممکن کاهش یابد.
کاهش رشد قیمت مسکن به هیچ وجه به معنای ثبات یا کاهش قیمتها نیست. با وجود نرخ تورم بالا، افزایش ۶ درصدی قیمت مسکن نشانگر این است که این بازار از دیگر بازارهای اقتصادی همچون طلا، ارز و بورس عقبمانده است. به عبارت دیگر، مسکن ارزش نسبی خود در مقایسه با سایر کالاها و داراییها را از دست داده است و این موضوع فرصت سرمایهگذاری در این بخش را کاهش داده است.
بازاری که زمانی امنترین پناهگاه سرمایهگذاری بود، اکنون جذابیت گذشته خود را از دست داده است. سرمایهگذاران دیگر به دلیل کندی در بازدهی، ترجیح میدهند به سمت بازارهای سریعتر نظیر ارز و طلا حرکت کنند. این تغییر رفتار سرمایهگذاران باعث برهم خوردن چرخه سنتی در فروش و خرید مسکن شده و چشمانداز آینده این بازار را غیرقابل پیشبینی ساخته است.
در این میان، خریداران واقعی و مصرفی بیشترین آسیب را میبینند. عدم توانایی در خرید ملک و کاهش انگیزه سازندگان برای احداث واحدهای جدید، سبب ایجاد ناتعادلی در عرضه و تقاضا شده است. این عدم تعادل، در بلندمدت میتواند منجر به کمبود شدید مسکن مصرفی شده و فشار بیشتری بر دهکهای پایین جامعه اعمال کند.
بحران سیاستهای مسکن
یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر این وضعیت، نبود سیاستهای پایدار و موثر در حوزه مسکن است. طرحهایی چون ساخت انبوه واحدهای ارزانقیمت و ایجاد تسهیلات خرید به دلیل عدم پشتوانه مالی کافی و اجرایی مناسب، تاکنون هیچ اثر محسوسی در اصلاح این بازار نداشتهاند. در چنین شرایطی، پیشبینی بهبود سریع بازار دشوار بهنظر میرسد.
اثرات اجتماعی رکود مسکن
رکود عمیق در بازار مسکن یک معضل اجتماعی نیز محسوب میشود. از جمله آثار اجتماعی میتوان به افزایش سن ازدواج، مهاجرت به حاشیه شهرها و تشدید شکاف طبقاتی اشاره کرد. آرزوی خانهدار شدن برای بسیاری از مردم دور از دسترس شده و این پیامدهای اجتماعی برای کل جامعه چالشآفرین خواهد بود.
با ادامه این شرایط پیچیده، بدون مداخله جدی و اجرای سیاستهای هدفمند، بازار مسکن ممکن است به یک بحران اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود. بازگرداندن تعادل به این بازار نیازمند ترکیب سیاستهای مالی، تقویت قدرتخرید مردم و افزایش عرضه پایدار است.
در یک سال گذشته بازار مسکن در شهر تهران رشد بسیار محدودی را تجربه کرده است. میانگین قیمت هر متر مربع مسکن در پایتخت تنها ۶ درصد افزایش یافته که در مقایسه با بازارهای پرسود طلا، ارز و بورس کمترین بازدهی را داشته است.
رشد محدود قیمت مسکن در تهران
آگهیهای فروش آپارتمان در شهر تهران در خرداد ۱۴۰۳ نسبت به سال گذشته با کاهش ۵۳ درصدی مواجه بوده است. این اتفاق همزمان با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی رخ داد که باعث شد بازار در وضعیت رکود و شوک باقی بماند.
بررسی قیمت واحدهای مسکونی نشان میدهد میانگین قیمت هر متر مربع در خرداد ۶.۱ درصد افزایش یافته است. با این حال، کاهش متوسط قیمت ملکهای کلدار نشاندهنده تغییر در ترکیب آگهیهای عرضه شده است.
واحدهای مسکونی کوچکتر سهم بیشتری از آگهیها را نسبت به سالهای گذشته به خود اختصاص دادهاند. همچنین درصد ملکهای کمتر از ۵ سال قدیمی کاهش اندکی نشان داده است. این تغییر ترکیب موجب شده تا قیمت هر متر مربع رشد داشته باشد.
شاخص قیمت به اجاره (price/rent) نیز در تهران از مقدار ۱۵.۵ در سال ۱۴۰۳ به ۱۶.۱ در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است. این تغییر نشاندهنده کاهش عرضه واحدهای جدید و رشد تقاضا برای اجاره است.
در نهایت بررسی بازدهی بازارهای اقتصادی طی یک سال گذشته نشان میدهد بازار طلا بیشترین بازدهی را داشته است. قیمت طلا طی این دوره با ۱۰۱ درصد رشد همراه بوده، در حالی که نرخ رشد مسکن تنها ۶ درصد بوده است. سایر بازارها نظیر دلار و بورس نیز به ترتیب ۳۸ و ۳۶ درصد رشد را تجربه کردهاند.