زنجیر گرانی دارو بر گردن بازنشستگان افتاد
اقتصادایرانی: بازنشستهای که ماههاست درمان سرطان همسرش را رها کرده، میگوید: «مگر نگفتند حق اعتراض داریم؟ من به این شرایط معترضم؛ به این گرانی بیامان همه چیز. به فرض که گوشت و مرغ نخوریم، دارو و درمان را چه کنیم؟ چطور زنده بمانیم؟ چرا هیچگاه صدای ما شنیده نمیشود؟» او پس از سی سال کار سخت اضافه میکند: «حالا در بازنشستگی هم یک شب خواب راحت ندارم…».
مزدبگیران در فشارهای سنگین زندگی، از بسیاری از مواهب اولیه زندگی محروماند. یکی از بحرانیترین محرومیتها، ناتوانی در تأمین هزینههای دارو و درمان است؛ دارو و درمان اقلامی بدون جایگزین هستند و عدم دسترسی به آنها میتواند به مرگ بیمار منجر شود. بازنشستگان و مزدبگیران، با سقف پایین بیمه تکمیلی و حذف بسیاری از داروهای باکیفیت از شمول بیمه، به سختی توان پرداخت هزینهها را دارند.
ارز ترجیحی دارو؛ طناب نجات یا تهدید جدی؟
حذف احتمالی ارز ترجیحی دارو در بودجه سال آینده، وضعیت را بحرانیتر خواهد کرد. وزیر بهداشت در نامهای به مسعود پزشکیان درخواست کرده است که با توجه به تجربه اجرای ناموفق طرحهای دارویار و تجهیزیار و افزایش پرداختی از جیب مردم، ارز ترجیحی ۲۸هزار و ۵۰۰ تومانی دارو و ملزومات پزشکی حذف نشود. با این حال، ظفرقندی پیشتر اعلام کرده بود که «ارز ترجیحی دارو از سال آینده حذف خواهد شد و وزارت بهداشت در حال آمادهسازی برنامههای لازم است».
وعده مسئولان برای جبران افزایش هزینهها از سوی صندوقهای بیمهگر، در عمل با بحران جدی صندوقها، گرانی دارو و افول خدمات بیمه همراه است؛ خدمات دارویی مزدبگیران رو به سقوط است. باقرزاده، نماینده بابلسر، نیز هشدار داده است که زنگ خطر گرانی دارو و تجهیزات پزشکی به صدا درآمده و ادامه روند فعلی، کشور را به «ترکستان سلامت» خواهد برد.
آینده تیره درمان برای مزدبگیران
علیرضا حیدری، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، میگوید: «قیمت دارو مانند هر کالای دیگری متاثر از نرخ ارز است. حذف ارز ترجیحی نهادههای دارو را گران و سرمایه در گردش تولیدکنندگان را محدود میکند و هر تغییر نرخ ارز شوک قیمتی به بازار دارو وارد میکند.»
او ادامه میدهد: «داروهای باکیفیت خارجی شدیداً گران میشوند، صندوقهای بیمهگر این گرانیها را تاب نمیآورند و پرداخت از جیب مردم دو تا سه برابر میشود. نتیجه این اوضاع، توقف درمان و انتظار مرگ است…»
حیدری هشدار میدهد که این سرنوشت محتوم همه مزدبگیران است؛ متوسط حقوق بازنشستگان حدود بیست میلیون تومان و کمتر است و با آزادسازی کامل دارو، چند هزار خانواده مجبور به تماشای مرگ عزیزانشان خواهند بود و با دستان بسته، حسرت میکشند. صندوقهای بازنشستگی در وضعیت شکننده و بحرانزده هستند و مردم توان پرداخت هزینهها را ندارند. آزادسازی کامل دارو و درمان، میلیونها نفر را در معرض نابودی قرار میدهد.