آیا بستن حسابهای بانکی میتواند دهک یارانه را تغییر دهد؟
اقتصادایرانی: همزمان با تشدید بررسیهای دولت برای هدفمندتر شدن پرداخت یارانهها، بار دیگر این پرسش در میان خانوارها مطرح شده است که آیا کاهش تعداد حسابهای بانکی میتواند بر دهکبندی و دریافت یارانه اثر بگذارد؟
اگرچه برخی تصور میکنند بستن حسابهای اضافی راهی برای پایین آمدن دهک درآمدی است، اما بررسی سازوکار ارزیابی اقتصادی خانوارها نشان میدهد معیارهای دهکبندی بسیار فراتر از تعداد حسابهای بانکی است و آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تصویر واقعی وضعیت مالی خانوار، جریان تراکنشها، داراییها و سایر شاخصهای اقتصادی است.
دهکبندی یارانهای طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین ابزارهای دولت برای هدفمند کردن حمایتهای معیشتی تبدیل شده است. در شرایطی که منابع عمومی کشور محدود است، پرداخت یارانه نقدی یا کالابرگ به همه خانوارها بدون توجه به سطح درآمد و دارایی، فشار قابل توجهی بر بودجه وارد میکند. به همین دلیل، دولت ناچار است میان خانوارهای نیازمند و غیرنیازمند تفکیک دقیقتری انجام دهد؛ موضوعی که باعث شده اطلاعات اقتصادی خانوار، از جمله درآمد، دارایی، خودرو، ملک، الگوی مصرف و تراکنشهای بانکی، نقش پررنگتری در فرآیند شناسایی وضعیت معیشتی پیدا کند.
در این میان، حسابهای بانکی و تعداد آنها به یکی از موضوعات مورد توجه افکار عمومی تبدیل شده است. برخی تصور میکنند کاهش تعداد حسابهای بانکی میتواند موجب کاهش دهک خانوار یا جلوگیری از حذف یارانه شود، اما واقعیت این است که دهکبندی صرفاً بر مبنای تعداد حسابها انجام نمیشود.
آنچه برای نهادهای مسئول اهمیت دارد، مجموعه رفتار مالی خانوار، جریان ورودی و خروجی پول، تناسب تراکنشها با شغل و درآمد، سطح دارایی و سایر شاخصهای اقتصادی است. بنابراین اگر خانواری چند حساب بانکی داشته باشد اما تراکنشهای آن متناسب با درآمد واقعی و وضعیت معیشتیاش باشد، صرف تعدد حسابها به معنای برخورداری بیشتر نیست؛ همانگونه که کاهش تعداد حسابها نیز بهتنهایی نمیتواند واقعیت اقتصادی خانوار را تغییر دهد.
با این حال، ساماندهی حسابهای بانکی و حذف حسابهای غیرضروری از جنبه دیگری اهمیت دارد. پراکندگی حسابها، حسابهای راکد، حسابهای واسطهای یا حسابهایی که برای فعالیت دیگران مورد استفاده قرار میگیرند، ممکن است تصویر نادرستی از وضعیت مالی سرپرست خانوار یا سایر اعضای خانواده ایجاد کنند. در چنین شرایطی، احتمال ثبت تراکنشهایی در شناسنامه اقتصادی خانوار وجود دارد که ارتباط مستقیمی با سطح رفاه واقعی آن خانوار ندارد.
از همین رو، کاهش حسابهای بانکی نه بهعنوان راهی برای دور زدن دهکبندی، بلکه بهعنوان اقدامی برای شفافتر شدن اطلاعات مالی و کاهش خطای دادهای قابل بررسی است.
تعداد حساب بانکی معیار دهکبندی نیست؛ کیفیت دادههای مالی اهمیت دارد
یکی از برداشتهای رایج درباره دهکبندی این است که هرچه تعداد حسابهای بانکی کمتر باشد، احتمال قرار گرفتن خانوار در دهکهای پایینتر افزایش مییابد. اگرچه این برداشت در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما با سازوکار واقعی ارزیابی اقتصادی خانوارها فاصله دارد.
دهکبندی بر پایه یک شاخص واحد انجام نمیشود، بلکه مجموعهای از اطلاعات در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا تصویر دقیقتری از وضعیت اقتصادی خانوار ترسیم شود. در این فرآیند، حساب بانکی تنها یکی از مسیرهای بررسی جریان مالی است و نه معیار اصلی تصمیمگیری.
برای مثال، ممکن است یک خانوار چند حساب بانکی داشته باشد که هرکدام برای دریافت حقوق، پسانداز، حساب قرضالحسنه، دریافت یارانه یا فعالیت شغلی مشخص مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی، تعدد حسابها بهتنهایی نشانه برخورداری مالی بیشتر نیست.
از سوی دیگر، ممکن است فردی تنها یک حساب بانکی فعال داشته باشد، اما همان حساب محل گردش مالی بسیار بالا یا تراکنشهایی باشد که با درآمد اظهارشده تناسبی ندارد. بنابراین آنچه اهمیت دارد، ماهیت تراکنشها و میزان تناسب آنها با الگوی درآمدی خانوار است، نه صرفاً تعداد حسابهای بانکی.
در عین حال، نمیتوان اثر تعدد حسابهای بانکی بر پیچیدهتر شدن فرآیند رصد مالی را نادیده گرفت. هرچه تعداد حسابهای فعال بیشتر باشد، احتمال شکلگیری دادههای پراکنده، تکراری یا مبهم نیز افزایش مییابد. بخشی از این وضعیت ممکن است مربوط به حسابهایی باشد که سالها قبل افتتاح شده اما اکنون استفاده مشخصی از آنها نمیشود و بخشی دیگر نیز به حسابهایی مربوط باشد که برای دریافت یا انتقال وجوه دیگران مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، اطلاعات بانکی ممکن است تصویر دقیقی از وضعیت اقتصادی خانوار ارائه نکند و همین مسئله احتمال اعتراض به دهکبندی را افزایش دهد.
رصد مالی دقیقتر؛ شرط اصلی عدالت در دهکبندی یارانهها
از این منظر، کاهش حسابهای غیرضروری میتواند به شفافتر شدن اطلاعات مالی خانوار کمک کند. زمانی که حسابهای بانکی محدود، مشخص و متناسب با نیاز واقعی افراد باشد، مسیر تحلیل جریان مالی نیز روشنتر خواهد شد. البته این موضوع به معنای توصیه به حذف حسابها برای تغییر دهک نیست، بلکه هدف از آن جلوگیری از ایجاد تصویری مخدوش از وضعیت مالی خانوار است.
اگر حسابی بدون استفاده باقی مانده باشد، اگر حسابی برای فعالیت اقتصادی دیگران به نام یکی از اعضای خانوار فعال باشد یا حسابهایی وجود داشته باشد که گردش مالی آنها با شرایط واقعی زندگی خانوار همخوانی نداشته باشد، ساماندهی این حسابها میتواند از بروز خطا در ارزیابیهای بعدی جلوگیری کند.
نکته مهم دیگر این است که بخشی از نگرانی خانوارها به نبود اطلاع کافی از معیارهای دهکبندی بازمیگردد. بسیاری از مردم نمیدانند تراکنشهای بانکی چگونه بررسی میشود، چه نوع تراکنشهایی اثرگذار است و آیا هر واریز یا برداشت میتواند بهعنوان درآمد تلقی شود یا خیر.
در عمل، همه تراکنشهای بانکی ماهیت یکسانی ندارند. جابهجایی پول میان اعضای خانواده، بازپرداخت بدهی، دریافت امانت، پرداخت هزینههای درمان، فروش یک دارایی یا فعالیتهای شغلی فصلی، هرکدام مفهوم متفاوتی دارند. اگر این موارد بدون تفکیک و توضیح در دادههای اقتصادی خانوار ثبت شوند، ممکن است برداشت نادرستی از سطح توان مالی افراد ایجاد شود.
هدف اصلی دهکبندی، توزیع عادلانهتر منابع حمایتی است. دولت زمانی میتواند یارانه را به گروههای هدف اختصاص دهد که تصویر قابل اتکایی از وضعیت اقتصادی خانوارها در اختیار داشته باشد. اگر اطلاعات ناقص، قدیمی یا نادرست باشد، دو خطای مهم رخ میدهد؛ نخست اینکه ممکن است برخی خانوارهای نیازمند به اشتباه در دهکهای بالاتر قرار بگیرند و از حمایتهای معیشتی محروم شوند و دوم اینکه بخشی از خانوارهای برخوردار همچنان در فهرست دریافتکنندگان یارانه باقی بمانند. هر دو وضعیت، کارآمدی سیاستهای حمایتی را کاهش داده و به بیاعتمادی عمومی دامن میزند.
در این چارچوب، دادههای بانکی میتواند به افزایش دقت دهکبندی کمک کند، مشروط بر آنکه بهصورت تحلیلی، کامل و در کنار سایر شاخصهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. تراکنش بانکی اگر صرفاً بهعنوان یک عدد خام بررسی شود، میتواند گمراهکننده باشد؛ اما زمانی که در کنار اطلاعاتی مانند شغل، تعداد اعضای خانوار، محل سکونت، هزینههای ضروری، داراییها و الگوی مصرف قرار گیرد، میتواند نشانه مهمی از توان مالی خانوار باشد. به همین دلیل، سیاستگذار باید میان «رصد مالی» و «قضاوت شتابزده درباره درآمد» تفاوت قائل شود.
یکی از مسائل مهم، نقش حسابهای شخصی و تجاری در فرآیند دهکبندی است. در بسیاری از موارد، صاحبان مشاغل خرد، فروشندگان، واسطههای کوچک یا فعالان حوزه خدمات، از حساب شخصی خود برای دریافت وجوه مرتبط با فعالیت شغلی استفاده میکنند. این موضوع ممکن است گردش حساب آنان را بالا نشان دهد، در حالی که بخش قابل توجهی از این مبالغ، درآمد قابل مصرف خانوار یا سود خالص نیست.
برای نمونه، یک فروشنده ممکن است روزانه مبالغ زیادی دریافت کند، اما بخش عمده این وجوه صرف خرید کالا، پرداخت اجاره، تسویه بدهی، پرداخت دستمزد کارگران یا تسویه با تأمینکنندگان شود. اگر این گردش مالی بدون تفکیک از درآمد واقعی مورد ارزیابی قرار گیرد، احتمال بروز خطا در دهکبندی افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل، تفکیک حسابهای شخصی و کاری، شفافسازی حسابهای فعال و ثبت دقیق اطلاعات اقتصادی خانوار اهمیت زیادی دارد. هرچه اطلاعات مالی منظمتر و شفافتر باشد، امکان تشخیص درآمد واقعی از گردش مالی ظاهری نیز بیشتر خواهد شد. این موضوع نهتنها به نفع دولت، بلکه به سود مردم نیز خواهد بود؛ زیرا خانواری که اطلاعات مالی روشنتری دارد، در صورت اعتراض به دهکبندی، امکان دفاع دقیقتر از وضعیت اقتصادی خود را خواهد داشت. همچنین سامانههای رسمی نیز زمانی میتوانند بازبینی مؤثرتری انجام دهند که دادههای ورودی شفاف، منظم و قابل تفکیک باشد.
در کنار این موضوع، مسئله اعتماد عمومی نیز اهمیت ویژهای دارد. رصد مالی اگر بدون اطلاعرسانی، شفافسازی و فراهم کردن امکان اعتراض انجام شود، میتواند نگرانی اجتماعی ایجاد کند. مردم باید بدانند بررسی تراکنشهای بانکی به معنای حذف خودکار یارانه نیست و هر تراکنش الزاماً بهعنوان درآمد تلقی نمیشود. همچنین لازم است مسیر اعتراض، مشاهده علت تغییر دهک و اصلاح اطلاعات اقتصادی خانوار بهصورت روشن و در دسترس باشد. هرچه شفافیت نهادی بیشتر باشد، پذیرش اجتماعی نظام دهکبندی نیز افزایش خواهد یافت.
در مجموع، کاهش تعداد حسابهای بانکی بهتنهایی ابزاری برای تغییر دهک محسوب نمیشود و نباید چنین برداشتی در جامعه شکل بگیرد. دهکبندی دقیق، حاصل تجمیع و تحلیل مجموعهای از اطلاعات اقتصادی است و حساب بانکی تنها یکی از اجزای این فرآیند به شمار میرود.
با این حال، ساماندهی حسابهای غیرضروری، تفکیک حسابهای شخصی و شغلی و پرهیز از استفاده از حساب افراد برای انجام تراکنشهای دیگران، میتواند به شفافتر شدن تصویر مالی خانوار کمک کند.
از سوی دیگر، دولت نیز باید از تفسیر خام و بدون تحلیل تراکنشهای بانکی بهعنوان مبنای تصمیمگیری پرهیز کند. عدالت در پرداخت یارانه زمانی محقق میشود که از یکسو خانوارهای نیازمند به اشتباه از فهرست حمایتها حذف نشوند و از سوی دیگر، منابع عمومی به سمت دهکهای پردرآمد منحرف نشود.
بنابراین، مسئله اصلی نه کاهش صوری تعداد حسابهای بانکی، بلکه افزایش دقت دادهها، امکان تفکیک درآمد واقعی از گردش مالی و فراهم بودن مسیر مؤثر برای اعتراض و بازبینی است. تنها در چنین شرایطی، رصد مالی میتواند به جای ایجاد نگرانی، به ابزاری برای هدفمندتر شدن حمایتهای معیشتی و افزایش عدالت در نظام پرداخت یارانهها تبدیل شود.