ناگفته های بازیکن سابق تیم ملی از تنها دخترش / ترانه مرا به زندگی برگرداند.
اقتصاد ایرانی : حمید علیدوستی با انتشار متنی احساسی از بهبودی دخترش، ترانه علیدوستی بازیگر مطرح سینما، خبر داد و خوشحالی خود را با هواداران به اشتراک گذاشت.

بیوگرافی ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی، بازیگر شناختهشده و محبوب سینمای ایران، در تاریخ ۲۲ دی سال ۱۳۶۲ در تهران به دنیا آمد. او فعالیت حرفهای خود را از سنین جوانی آغاز کرد و به دلیل استعداد و توانمندیهای برجستهاش، به سرعت در صنعت سینما و تلویزیون ایران درخشید. از مهمترین آثار او میتوان به فیلمهای "شهرزاد"، "فروشنده" و "درباره الی" اشاره کرد. ترانه علیدوستی به عنوان یکی از چهرههای موفق و الهامبخش هنری، تأثیر قابل توجهی در سینمای ایران داشته است.
این پیام احساسی از جانب پدرش نه تنها نشاندهنده روابط عمیق خانوادگی میان آنهاست، بلکه تصویری از مقاومت و پشتکار در برابر سختیها را به مخاطبان ارائه میدهد.
تولد ترانه علیدوستی؛ جایی که عشق آغاز شد
ظهر ۲۲ دی سال ۱۳۶۲ به دنیا آمدی و من خودم را به شبکه دوم سیما رساندم چون آقای گل شده بودم. اما خاطرهای که با تولد ۲۵ سالگیات گره خورده، همیشه در ذهنم خواهد ماند؛ آن یادداشت ساده ولی پرمعنا که روی یخچال با مگنت گذاشتم: "وقتی آمدی، آقای گل شدم و بعد از ۲۵ سال توپ توووپم نه برای اینکه گل شوم، برای اینکه گل دارم."
ترانه علیدوستی، بازیگر برجسته ایرانی، بار دیگر نور امید به زندگیاش بازگشت و این خبر نه تنها خانوادهاش بلکه بسیاری از علاقهمندان به او را به وجد آورد. در یکی از احساسیترین لحظات، حمید علیدوستی، پدر او و فوتبالیست پیشین تیم ملی، با انتشار پیامی قلبی و تأثیرگذار در فضای مجازی خبر بهبود حال دخترش را اعلام کرد.
پدرانهای سرشار از عشق و امید
چند ماه پیش خبر بیماری ترانه علیدوستی منتشر شد و این موضوع باعث نگرانی بسیاری شد. حمید علیدوستی، به عنوان یک پدر دلسوز، همواره در کنار دخترش بود و با تمام توان برای درمان او تلاش میکرد. اکنون او با انتشار یک متن احساسی و دلنشین نشان داده که دخترش در مسیر بهبودی قرار گرفته است.
رنجهای حرفهای و شخصی؛ ترانهای برای مقاومت
زمانی که در سریال شهرزاد و فیلم فروشنده به ایفای نقش مشغول بودی، شبهایی پشت سر هم به کار ادامه میدادی و روزها نیز به فیلمبرداری میپرداختی. این دوره نشاندهنده مقاومت و پشتکار تو بود؛ به خصوص که در این دوران مادر شدن را نیز تجربه میکردی. برای این لحظات سخت، مطلبی نوشتم که تقدیم به تمام رنجهای تو است و منتظر فرصتی برای چاپ آن هستم.
از شانههای پدری تا شفا یافتن
روزهایی که برای درمان تو از این بیمارستان به آن بیمارستان میرفتم، احساس میکردم باید پاهایم را از تو قرض کنم تا بتوانم این سختیها را پشت سر بگذارم. این تو بودی که استقامت کردی و توان تحمل این همه دشواری را داشتی. حالا من پدری هستم که خوشبختی را روی شانههایش حس میکند؛ ممنونم، ترانهام، آواز دلنشین زندگیام.