تبلیغات

سه سناریوی محتمل برای مذاکرات ایران و آمریکا / آیا گره هسته‌ای باز می‌شود؟

اقتصاد ایرانی : برگزاری دور تازه مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در مسقط ۱۴۰۴، با میانجی‌گری عمان و حضور سیدعباس عراقچی، امیدها برای کاهش تنش‌ها و بستر‌سازی توافقات جدید را زنده کرده است.

سه سناریوی محتمل برای مذاکرات ایران و آمریکا / آیا گره هسته‌ای باز می‌شود؟
تبلیغات
اقتصادایرانی:

بهمن اکبری در روزنامه اعتماد چنین نوشت: در پس یک دوره طولانی سکوت دیپلماتیک به مدت هشت ماه میان تهران و واشنگتن، ناگهان اخباری از مسقط به گوش رسید؛ اما این بار نه از دیپلماسی رسانه‌ای پر سر و صدا، بلکه از نوعی «دیپلماسی پنهان» که با دقت انجام می‌شود. دور جدید گفت‌وگوهای هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ در مسقط، پایتخت عمان، با میزبانی حرفه‌ای «بدر البوسعیدی»، وزیر خارجه این کشور، برگزار گردید.

پس از برگزاری این نشست، عبارت‌هایی نظیر «شروع خوب»، «انتقال دیدگاه‌ها» و «توافق برای ادامه مسیر» از زبان سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، شنیده شد. اکنون این پرسش مطرح است که پشت پرده این کلمات دیپلماتیک چه واقعیت‌هایی پنهان شده است؟ آیا این یک تکرار از گذشته است یا مسیر تازه‌ای برای حل چالش‌ها گشوده خواهد شد؟

مروری بر سه رویکرد کلیدی در مذاکرات

این گفت‌وگوها را می‌توان از سه منظر نظری بررسی کرد:

دیپلماسی پنهان: عراقچی بارها بر ماهیت «غیرمستقیم بودن» مذاکرات تاکید کرده است. این ویژگی، جوهره اصلی دیپلماسی پنهان را تشکیل می‌دهد: کاهش واکنش‌های اجتماعی، دور ماندن از توجه رسانه‌ها و فراهم کردن فضای امن برای تبادل پیام‌های واقعی (حتی اگر تلخ و دشوار باشند).

نقش میانجی‌گری: عمان نه صرفاً یک تماشاگر بی‌طرف، بلکه یک میانجی قابل اعتماد بود که نقشی کلیدی ایفا کرد. سابقه این کشور در تسهیل مذاکرات حساس - از جمله توافق سال ۲۰۱۳ - به آن اعتباری خاص در نقش‌های دیپلماتیک بخشیده است. عمان در واقع به عنوان «پلی برای انتقال پیام‌ها» و «تسهیل‌کننده تفاهم» عمل کرد.

تئوری بازی‌ها: بازیگران اصلی این مذاکرات در یک بحران پیچیده درگیر بودند؛ فضایی که بی‌اعتمادی عمیق میان طرفین، همکاری را دشوار کرده بود. حضور عمان به عنوان عاملی بی‌طرف توانست هزینه‌های لازم برای همکاری را کاهش داده و راه را برای اقدام‌های بعدی هموار کند.

بررسی بیانیه: «شروع خوب» از زاویه‌ای دقیق‌تر

شروع خوب یا گامی اولیه؟ در عرف مذاکرات، تعبیر «شروع خوب» بیشتر به معنای بازگشت به گفت‌وگو پس از یک دوره تنش طولانی است تا اینکه نشانه‌ای از رسیدن به یک توافق ملموس باشد. این عبارت معمولاً همراه با خوش‌بینی محتاطانه به کار می‌رود.

بی‌اعتمادی عمیق: عراقچی به «وجود بی‌اعتمادی بزرگ» اشاره کرد که کلیدی برای درک این مذاکرات است. این بی‌اعتمادی به دلایل گوناگونی چون وقفه طولانی در مذاکرات، تحریم‌های اقتصادی، پیشرفت‌های هسته‌ای و بحران‌های منطقه‌ای نظیر جنگ غزه ایجاد شده است. هدف این دوره، بیشتر شناسایی مشکلات و ارسال سیگنال‌های اولیه برای ایجاد تفاهم بود.

تمرکز بر انتقال دیدگاه‌ها: تاکید طرفین بر انتقال نگرانی‌ها و مواضع خود نشان‌دهنده این است که مذاکرات همچنان در مرحله ارزیابی و تعیین انتظارات قرار دارد. همچنان کار زیادی باید انجام شود تا شکاف موجود کاهش یابد.

نقش عمان در اعتمادسازی

نقش کلیدی عمان در این نشست غیرقابل انکار است. این کشور، به کمک:

  • سیاست خارجی متوازن و مستقل از اتحادهای خصمانه،
  • ارتباطات تاریخی مطلوب با هر دو طرف،
  • و تجربیات موفق در میزبانی مذاکرات حساس،

توانست هم به انتقال پیام‌ها کمک کند و هم فضایی امن برای گفت‌وگوهای جدی فراهم کند. مسقط بار دیگر نشان داد که در میانه کشمکش‌های منطقه، می‌توان به کمک مدارا و تعادل مسیر تعامل را باز کرد.

نگاهی به آینده: پیامدها و چالش‌ها

الف) تأثیرات منطقه‌ای: ادامه این مذاکرات می‌تواند به کاهش تنش‌ها در منطقه خلیج‌فارس کمک کرده و همچنین زمینه‌ساز گسترش همکاری میان ایران و کشورهای منطقه، به‌ویژه عربستان باشد. همچنین بسیاری امیدوارند این روند به کاهش تنش‌ها در پرونده هسته‌ای ایران منجر شود.

ب) مواضع سایر بازیگران: پیش‌بینی می‌شود که اسرائیل به مخالفت شدید خود با هرگونه توافق ادامه دهد. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی که از وضعیت کنونی خسته شده‌اند، احتمالاً از پیشرفت در مذاکرات استقبال خواهند کرد.

ج) موانع پیش‌رو:

  • اختلافات مواضع: در حالی که ایالات متحده بر موضوعاتی چون محدودیت‌های هسته‌ای و کاهش تنش منطقه‌ای پافشاری دارد، ایران لغو همه تحریم‌ها و دریافت تضمین‌های اقتصادی قوی را خواستار است.
  • فشارهای داخلی: فشارها و مخالفت‌های جناح‌های تندرو در هر دو کشور می‌تواند به چالش‌های جدی منجر شود.
  • محدودیت زمانی: نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، فرصت اندکی برای پیشبرد این مذاکرات باقی گذاشته است.

سه آینده ممکن برای فرآیند مذاکرات

می‌توان سه سناریوی متفاوت برای این مذاکرات متصور بود:

  1. سناریوی خوشبینانه: ادامه مذاکرات و حصول به یک «چارچوب عملیاتی مشترک» در بازه زمانی نزدیک.
  2. سناریوی محتمل: ادامه مذاکرات فنی بدون دستیابی به توافق قطعی، به دلیل اختلافات اساسی و محدودیت زمانی.
  3. سناریوی بدبینانه: توقف مجدد مذاکرات به‌دلیل بروز بحران‌های منطقه‌ای یا تغییر مسیر سیاست‌ها در یکی از دو کشور اصلی.

در نتیجه، دور جدید مذاکراتی در مسقط، گامی ابتدایی اما حیاتی به سمت بیرون رفتن از بن‌بست کنونی بود. تحقق توافق بلندمدت مستلزم تلاش‌های جدی‌تری از سوی هر دو طرف است. بدون قرارگیری دیپلماسی آشکار و ارائه پیشنهادهای مشخص، این مسیر می‌تواند به نتیجه‌ای متفاوت نرسد. شروعی که امیدوارکننده است، باید با اراده سیاسی قوی‌تر، انعطاف در سیاست‌های کلان و مدیریت چالش‌های منطقه‌ای همراه شود تا به پایان مثبتی منجر گردد.

تبلیغات
تبلیغات
وبگردی
    تبلیغات
    ارسال نظر