تبلیغات

اولین عکس ها از همه همسران رپر معروف ایرانی / کم سن و سال تر از رضا پیشرو !

عکس جدیدی از رضا پیشرو، رپر معروف در کنار یکی از طرفدارانش در دبی منتشر شده که در فضای مجازی وایرال شده است.

اولین عکس ها از همه همسران رپر معروف ایرانی / کم سن و سال تر از رضا پیشرو !
تبلیغات
اقتصادایرانی:

محمدرضا ناصری آزاد که با نام هنری رضا پیشرو شناخته می‌شود، رپر است. رضا در 5 سالگی‌اش شاهد درگیری پدر و مادرش بود. پدرش که معتاد به هروئین بود، برای پیدا کردن زیر خاکی از خانه می‌رود و درست زمانی که موفق به پیدا کردن طلا شد، توسط پلیس دستگیر می‌شود.

رضا پیشرو

در 9 سالگیرضا نیز پدر و مادر از یکدیگر طلاق می‌گیرند. بعد از ازدواج دوباره مادرش وقتی تنها 11 سال داشت از اوجدا می‌شود و زندگیش را در خیابان و کارتو‌ن‌ها ادامه می‌دهد.

سپس رضا با اصرار مادر به خانه برمی‌گردد و پیش پدرخوانده‌اش زندگی می‌کند. رضا گته است که پدرخوانده‌اش او را سر کار فرستاد ولی حقوق‌اش را می‌گرفت و چیزی به رضا نمی‌داد. البته لازم به ذکر است که رضا از پدرخوانده‌اش به نیکی یاد کرده و گفته است: من در ارتش خدمت نکردم اما با وجود پدرخوانده‌ام ارتشی بار آمدم.

رضا پیشرو

ورود به دنیای رپ

در تولد هفت سالگی رضا، پدرش یک ضبط و چند نوار آهنگ با هیپ هاپ و موسیقی رپ و هنرمندانی همچون راکیم الله، توپاک و خواننده‌های قدیمی رپ هدیه داد و باعث شد رضا پیشرو با رپ آشنا شود و از همان کودکی شروع به نوشتن رپ کرد. اولین ترانه رضا پیشرو یک شعر دیس به پدرش بود که هیچگاه منتشر نشد.

رضا پیشرو

رضا پیشرو فعالیت غیررسمی خودش را در سال 77 و با لقب رضا «۳pac» آغاز کرد. رضا درباره این دوره از زندگی‌اش گفته است: سال 79/80بود که با رپ آشنا شدم دیدم میتونم و دوست دارم دنبالش رو گرفتم هرچند خیلیا اصلا دوست نداشتن من به اینجا برسم ولی خودم خواستم و تمام سختی‌ها رو به جون خریدم که الان شدم رضا پیشرو ولی قبل از آشنا شدن با رپ اصلا فکر نمی‌کردم روزی خواننده بشم اونم رپ.

اعتیاد

رضا به علت اینکه مدتی دور از خانه و در خیابان بود به دامان اعتیاد گرفتار شد، اما مدتی بعد کنار گذاشت و در حال حاضر پاک هست و از دود سیگار هم فرار میکند.

رضا پیشرو

زندگی شخصی و ازدواج

رضا پیشرو با فرزانه پورمحمدی در سال 1385 ازدواج کرد.  فرزانه پورمحمدی متولد 65 است. او به واسطه یکی از دوستان مشترکش با رضا پیشرو آشنا شد و یک و سال نیم بعد نیز رضا به خواستگاریش رفت. شب عروسی کُل مراسم دست رضا بود و اجازه نمی‌داد کسی حرف بزند، رضا می‌گفت خواستگاری منه پس من باید حرف بزنم، هیچکس نباید از طرف من صحبت بکند.

منبع: ساناپرس

تبلیغات
تبلیغات
وبگردی
    تبلیغات
    ارسال نظر