تبلیغات

چرا چین و روسیه برای دفاع از ایران وارد جنگ نشدند؟

چین و روسیه در سال‌های اخیر به دو شریک مهم تهران تبدیل شده‌اند، اما هنگام حملات نظامی به ایران مستقیماً وارد جنگ نشدند. پاسخ این پرسش را باید نه در شعارهای سیاسی، بلکه در نوع توافق‌های تهران با پکن و مسکو و هزینه‌ای جست‌وجو کرد که این دو قدرت حاضرند برای ایران بپردازند.

چرا چین و روسیه برای دفاع از ایران وارد جنگ نشدند؟
تبلیغات
اقتصادایرانی:

روابط ایران با چین و روسیه طی سال‌های اخیر، به‌ویژه همزمان با تشدید تحریم‌ها، افزایش تنش میان تهران و واشنگتن و پررنگ‌تر شدن رقابت قدرت‌های بزرگ، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. با این حال، نزدیکی سیاسی و اشتراک برخی منافع با پکن و مسکو لزوماً به این معنا نیست که این دو کشور در هر شرایطی حاضر باشند برای دفاع از ایران وارد جنگ شوند.

در سیاست بین‌الملل، میزان نزدیکی کشورها را نمی‌توان فقط از روی بیانیه‌های رسمی و مواضع سیاسی سنجید. یکی از معیارهای مهم این است که دولت‌ها در زمان بحران تا چه اندازه حاضرند برای شریک خود هزینه بپردازند و چه تعهد عملی در قبال یکدیگر دارند. از همین زاویه می‌توان محدودیت‌های روابط ایران با چین و روسیه را بهتر بررسی کرد.

نه اتحاد نظامی کامل، نه رابطه‌ای بی‌فایده

در ارزیابی روابط ایران با چین و روسیه باید از دو نگاه افراطی فاصله گرفت؛ نخست این تصور که پکن و مسکو در هر شرایطی و بدون توجه به هزینه‌ها برای دفاع از ایران وارد میدان خواهند شد و دوم این برداشت که چون این دو کشور حاضر نیستند تمام هزینه‌های رویارویی ایران با آمریکا را بپردازند، پس روابط تهران با آنها ارزش چندانی ندارد.

واقعیت میان این دو نگاه قرار دارد. همکاری با چین و روسیه می‌تواند برای ایران دستاوردهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دفاعی داشته باشد، اما میزان این دستاوردها به میزان همپوشانی منافع تهران با پکن و مسکو بستگی دارد.

هر جا منافع مشترک بیشتر باشد، احتمال همکاری نیز افزایش پیدا می‌کند و هرجا هزینه همکاری از منافع آن بیشتر شود، طبیعی است که هر کشور در میزان تعهد خود تجدیدنظر کند. 

چین ایران را چگونه می‌بیند؟

چین در درجه نخست یک قدرت بزرگ اقتصادی است و امنیت انرژی، ثبات تجارت جهانی و مدیریت رقابت با آمریکا در مرکز محاسبات سیاست خارجی این کشور قرار دارد.

ایران برای پکن یک شریک ژئوپلیتیکی مهم، یکی از بازیگران تأثیرگذار غرب آسیا و بخشی از معادلات انرژی محسوب می‌شود. همکاری با تهران همچنین می‌تواند به چین کمک کند گزینه‌های مستقل بیشتری در منطقه داشته باشد.

با این حال، ایران تنها یکی از اجزای سیاست خارجی گسترده چین است و پکن روابط خود را صرفاً براساس مناسبات با تهران تنظیم نمی‌کند.

توافق ۲۵ ساله به معنای پیمان دفاعی نیست

توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، چارچوبی برای گسترش روابط دو کشور ایجاد کرد.

اما این توافق نه تضمین می‌کند تمام سرمایه‌گذاری‌هایی که درباره آنها صحبت شده عملیاتی شوند و نه شامل تعهدی است که چین را موظف کند در صورت وقوع جنگ برای دفاع از ایران وارد میدان شود.

همین تفاوت میان «همکاری راهبردی» و «پیمان دفاعی» یکی از نکات کلیدی در فهم رفتار چین در برابر درگیری‌های نظامی مرتبط با ایران است.

رفتار چین هنگام حملات به ایران

در جریان حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، چین این حملات را محکوم کرد و بر ضرورت احترام به حاکمیت ایران تأکید داشت.

پکن همچنین خواهان کاهش تنش و حرکت به سمت راه‌حل دیپلماتیک شد. این حمایت دیپلماتیک، هرچند با مداخله نظامی فاصله زیادی داشت، از نگاه نویسنده گزارش بی‌اهمیت نبود.

با این حال، چین به طور همزمان روابط اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای با کشورهای جنوب خلیج فارس دارد و برای این کشور، ثبات منطقه، ادامه جریان انرژی و حفظ تجارت بین‌المللی اهمیت اساسی دارد.

بنابراین ممکن است پکن با بخشی از فشارهای آمریکا علیه ایران مخالف باشد و از حفظ جایگاه منطقه‌ای تهران نیز حمایت کند، اما این به معنای آن نیست که چین حاضر باشد در هر درگیری هزینه‌های نظامی ایران را بر عهده بگیرد. 

رابطه روسیه با ایران نظامی‌تر است

روابط ایران و روسیه در مقایسه با مناسبات تهران و پکن، ابعاد نظامی و امنیتی پررنگ‌تری دارد.

همکاری‌های دفاعی، هماهنگی در برخی پرونده‌های منطقه‌ای و نزدیکی سیاسی دو کشور در برابر غرب، طی سال‌های اخیر نقش مهمی در توسعه این روابط داشته است.

جنگ اوکراین نیز زمینه گسترش برخی همکاری‌های نظامی میان ایران و روسیه را فراهم کرد. از نگاه مسکو، ایران یکی از شرکای مهم در غرب آسیا و بازیگری مؤثر در محاسبات ژئوپلیتیکی منطقه است.

توافق راهبردی ایران و روسیه هم تعهد دفاعی ایجاد نکرد

با وجود گسترش روابط تهران و مسکو، توافق مشارکت راهبردی دو کشور که در سال ۲۰۲۵ امضا شد، روسیه را موظف به دفاع نظامی از ایران نکرد.

به همین دلیل، زمانی که اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند، روسیه ضمن محکوم کردن حملات و حمایت از راه‌حل دیپلماتیک، مستقیماً وارد جنگ نشد.

نویسنده گزارش تأکید می‌کند که این رفتار را لزوماً نمی‌توان به معنای بی‌اهمیت بودن ایران برای روسیه دانست؛ زیرا مسکو نیز مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و محاسبات خاص خود را دارد.

جنگ اوکراین یکی از محدودیت‌های مسکو

روسیه همچنان با پیامدها و هزینه‌های جنگ اوکراین مواجه است و همین موضوع بخشی از توان و تمرکز نظامی و سیاسی این کشور را درگیر کرده است.

در کنار آن، مسکو باید روابط خود با دیگر قدرت‌ها و بازیگران منطقه‌ای را نیز در نظر بگیرد و پیش از هر اقدام نظامی، هزینه و فایده ورود مستقیم به یک درگیری جدید را محاسبه کند.

همچنین منافع ایران و روسیه در همه حوزه‌ها کاملاً یکسان نیست. دو کشور در بعضی زمینه‌ها از جمله بازار انرژی یا برخی معادلات منطقه‌ای می‌توانند منافع متفاوت و حتی بعضاً رقابتی داشته باشند.

به همین دلیل رابطه تهران و مسکو را باید مشارکتی مبتنی بر همپوشانی منافع دانست، نه اتحادی که در آن هیچ اختلاف یا محدودیتی وجود ندارد.

همکاری نظامی مساوی با ورود به جنگ نیست

همکاری دفاعی، تبادل اطلاعات و هماهنگی دیپلماتیک میان ایران و روسیه می‌تواند برای هر دو کشور ارزشمند باشد.

اما هیچ‌یک از این همکاری‌ها به خودی خود تضمین نمی‌کند که اگر یکی از طرفین وارد جنگ شد، کشور دیگر نیز الزاماً برای دفاع از او وارد میدان شود.

همین منطق درباره روابط ایران و چین نیز صدق می‌کند؛ همکاری گسترده اقتصادی یا سیاسی الزاماً به معنای تعهد برای مشارکت نظامی نیست.

چرا چین و روسیه حاضر نیستند هر هزینه‌ای برای ایران بدهند؟

پاسخ اصلی را باید در منطق سیاست قدرت جست‌وجو کرد.

کشورها، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ، تصمیم‌های خود را براساس مجموعه‌ای از اولویت‌ها می‌گیرند؛ از امنیت ملی و رشد اقتصادی گرفته تا حفظ حوزه نفوذ و جلوگیری از ورود به جنگ‌های پرهزینه.

حمایت از ایران در برخی شرایط ممکن است به منافع چین یا روسیه کمک کند. برای نمونه، حفظ موقعیت منطقه‌ای ایران می‌تواند به ایجاد توازن در برابر فشار آمریکا یا افزایش نفوذ پکن و مسکو در منطقه کمک کند.

اما اگر حمایت از تهران، خطر رویارویی مستقیم و پرهزینه با آمریکا یا دیگر قدرت‌ها را ایجاد کند، طبیعی است که این کشورها دامنه تعهد خود را دوباره محاسبه کنند.

این رفتار نیز منحصر به چین و روسیه نیست و در سیاست خارجی دیگر قدرت‌های بزرگ هم دیده می‌شود. 

چرا نباید انتظار حمایت بی‌قیدوشرط داشت؟

وجود منافع مشترک میان ایران، چین و روسیه به این معنا نیست که سه کشور یک اتحاد نظامی تشکیل داده‌اند.

پکن و مسکو می‌توانند در حوزه‌هایی مانند تجارت، انرژی، دیپلماسی، تجهیزات دفاعی یا هماهنگی‌های بین‌المللی به ایران کمک کنند، اما این حمایت‌ها حد و مرز دارند.

به همین دلیل انتظار اینکه اشتراک منافع به طور خودکار به ورود نظامی چین و روسیه در هر جنگ مرتبط با ایران منجر شود، با ماهیت واقعی روابط میان کشورها سازگار نیست.

در مقابل، اینکه به دلیل عدم ورود این دو کشور به جنگ، تمام همکاری‌های موجود بی‌ارزش تلقی شود نیز نتیجه‌گیری دقیقی نیست.

ایران نباید فقط به شرق متکی باشد

نتیجه‌ای که این تحلیل برای سیاست خارجی ایران مطرح می‌کند، نه قطع همکاری با چین و روسیه است و نه اتکای کامل و انحصاری به این دو کشور.

تهران می‌تواند روابط خود با پکن و مسکو را براساس منافع متقابل گسترش دهد، اما در کنار آن باید توان اقتصادی و دفاعی داخلی را افزایش دهد و گزینه‌های دیپلماتیک متنوع‌تری برای خود ایجاد کند.

هرچه تعداد گزینه‌های ایران بیشتر باشد، قدرت چانه‌زنی کشور نیز در برابر قدرت‌های مختلف افزایش پیدا خواهد کرد.

هشدار درباره تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌ها

یکی دیگر از نکات مطرح‌شده در گزارش این است که ایران باید مراقب باشد در رقابت قدرت‌های بزرگ به زمین بازی آنها تبدیل نشود.

قدرت‌های جهانی ممکن است در یک مقطع با کشوری همکاری نزدیکی داشته باشند، اما اگر منافع مهم‌تر آنها اقتضا کند، در مقطع دیگری به توافقی با رقیب خود برسند.

در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که منافع کشورهای کوچک‌تر یا شرکای آنها در اولویت نخست قرار نگیرد.

اشاره به تجربه سال ۱۹۳۹

در این تحلیل به توافق آلمان نازی و اتحاد شوروی در سال ۱۹۳۹ نیز اشاره شده است؛ توافقی که در جریان آن دو قدرت درباره حوزه‌های نفوذ خود در اروپای شرقی، از جمله در ارتباط با لهستان، به تفاهم رسیدند.

این مثال تاریخی در گزارش برای نشان دادن این نکته مطرح شده که قدرت‌های بزرگ ممکن است در مقاطع مختلف براساس منافع خود دست به تغییر محاسبات بزنند.

البته نویسنده تأکید می‌کند که این مثال به معنای آن نیست که چین و روسیه الزاماً در آینده علیه منافع ایران توافق خواهند کرد؛ چنین نتیجه‌ای از شواهد فعلی قابل استخراج نیست.

هدف از این مقایسه، یادآوری این نکته است که منافع مشترک امروز الزاماً به معنای باقی ماندن همان منافع در آینده نیست.

ایران نباید موضوع معامله دیگران شود

ممکن است چین و روسیه در مقطعی همکاری با ایران را برای تقویت جایگاه خود مفید بدانند، اما در شرایط دیگری توافق گسترده‌تر با قدرت‌های رقیب برای آنها اهمیت بیشتری پیدا کند.

در چنین وضعیتی کشورهای کوچک‌تر ممکن است به جای آنکه یکی از طرف‌های اصلی مذاکره باشند، به موضوع مذاکرات قدرت‌های بزرگ تبدیل شوند.

از همین رو، این تحلیل پیشنهاد می‌کند ایران ضمن ادامه روابط خود با پکن و مسکو، از تبدیل شدن به ابزار فشار یک قدرت علیه قدرت دیگر پرهیز کند.

چین و روسیه شریک‌اند، نه تضمین‌کننده آینده ایران

جمع‌بندی گزارش این است که پکن و مسکو می‌توانند شرکای مهم ایران باشند، اما هیچ‌کدام تضمین‌کننده آینده و امنیت ایران نیستند.

رویکرد واقع‌بینانه نیز نه بدبینی مطلق نسبت به این دو کشور است و نه اعتماد بی‌قیدوشرط به آنها.

تقویت قدرت ملی، حفظ استقلال در تصمیم‌گیری، توسعه توان اقتصادی و دفاعی و افزایش گزینه‌های دیپلماتیک، راهکاری است که در این تحلیل برای کاهش آسیب‌پذیری ایران در رقابت قدرت‌های بزرگ مطرح شده است.

هدف این است که ایران هم بتواند از ظرفیت همکاری با چین و روسیه استفاده کند و هم در صورت تغییر محاسبات این کشورها، بیش از اندازه به تصمیم آنها وابسته نباشد.

تبلیغات
تبلیغات
وبگردی
    تبلیغات
    ارسال نظر