دیپلماسی در بنبست؛ جنگ سوم نزدیک است؟
تنش تهران و واشنگتن در نقطهای قرار گرفته که کانالهای دیپلماتیک هنوز کاملاً بسته نشدهاند، اما همزمان سناریوهای نظامی نیز روی میز باقی ماندهاند. افزایش تهدیدهای متقابل و عبور نفت از مرز **۱۱۷ دلار** این پرسش را جدیتر کرده که آیا بحران به سمت توافق میرود یا دور تازهای از جنگ در راه است.
تنش میان ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحلهای تازه شده که مسیر دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده، اما فاصله دو طرف برای رسیدن به یک توافق عملی همچنان زیاد است. همزمان، افزایش تهدیدهای متقابل و تحرکات نظامی باعث شده احتمال دور تازهای از درگیری بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
گزارش مورد استناد فرارو این پرسش را مطرح میکند که جنگی که قرار بود با نمایش قدرت نظامی، محاسبات تهران را تغییر دهد، اکنون چگونه میتواند پایان پیدا کند؛ آن هم در شرایطی که هیچیک از طرفین حاضر نیست هزینه عقبنشینی از مواضع خود را بپذیرد.
در واشنگتن، دونالد ترامپ از پیروزی سخن میگوید و همزمان گزینه حملات جدید را کنار نگذاشته است. در تهران نیز مقامهای سیاسی و نظامی هشدار دادهاند که در صورت وقوع دور تازه جنگ، پاسخ ایران ممکن است دیگر فقط به اهداف نظامی محدود نماند.
در این میان، افزایش قیمت نفت و تشدید نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز و بابالمندب نیز ابعاد اقتصادی بحران را پررنگتر کرده است. قیمت نفت برنت از مرز ۱۱۷ دلار در هر بشکه عبور کرده و نگرانیها درباره اختلال احتمالی در مسیرهای اصلی انتقال انرژی افزایش یافته است.
آیا جنگ سوم در راه است؟
گزارش با اشاره به افزایش تهدیدها میان تهران و واشنگتن، خطر شکلگیری دور سوم جنگ را جدیتر از گذشته ارزیابی میکند، اما در عین حال تأکید دارد که هنوز تصمیم قطعی برای آغاز حملات تازه اعلام نشده است.
از این رو، برنامهریزی نظامی یا آمادهسازی گزینههای حمله را نباید بهمعنای صدور فرمان جنگ دانست.
در کنار این تحولات، نزدیک شدن به انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر نیز به بحران ابعادی سیاسی داده است.
دیپلماسی هنوز کاملاً متوقف نشده است
تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و قطر همچنان ادامه دارد، اما اختلاف تهران و واشنگتن بر سر ترتیب اجرای تعهدات و ماهیت توافق پابرجاست.
وزیر خارجه ایران گفته است تهران پیشنهاد یک آتشبس هفتروزه را ارائه کرده که در آن، بازگشایی تنگه هرمز به تحقق مجموعهای از شروط ایران وابسته شده است.
این شروط شامل پایان محاصره دریایی بنادر ایران، کاهش محدودیتهای فروش نفت، آزادسازی داراییهای مسدودشده و توقف خصومتها عنوان شده است.
در مقابل، واشنگتن به دنبال اضافه شدن شروط دیگری است، در حالی که تهران معتقد است ابتدا باید تعهدات اولیه اجرا شوند.
اختلاف اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ ایران میخواهد پیش از ورود به مذاکرات گستردهتر، بخشی از فشارهای دریایی و اقتصادی کاهش پیدا کند، اما آمریکا قصد دارد اهرمهای فشار خود را پیش از دادن امتیاز حفظ کند.
ترامپ: آمریکا با ایران مذاکره نمیکند
دونالد ترامپ در ۲۱ اکتبر اعلام کرد آمریکا با ایران مذاکره نمیکند و درباره تصمیمگیری برای چگونگی پیروزی در جنگ سخن گفت.
در مقابل، عباس عراقچی تأکید کرده است که مسیر ارتباطی میان دو طرف از طریق میانجیها همچنان وجود دارد.
محسن رضایی نیز توقف مذاکرات را تأیید کرده و گفته است دیپلماسی بدون آنکه طرف مقابل هزینههای جنگ را درک کند، پیش نخواهد رفت.
بر همین اساس، وضعیت فعلی را نمیتوان صلح دانست، اما در عین حال ارتباطات دیپلماتیک نیز بهطور کامل قطع نشدهاند. شرایط بیشتر شبیه یک بنبست همراه با تهدیدهای نظامی و کانالهای ارتباطی شکننده است.
میانجیها در چنین شرایطی میتوانند پیامها را میان دو طرف منتقل کنند، اما بهتنهایی قادر به حل اختلاف بر سر اعتماد و ترتیب اجرای تعهدات نیستند.
تهدیدهای ایران چه تغییری کرده است؟
براساس گزارش، لحن تهدیدها در تهران بهتدریج از هشدار درباره پاسخ متقابل، به مطرح شدن طیف گستردهتری از اهداف احتمالی تغییر کرده است.
والاستریت ژورنال در ۲۳ اکتبر گزارش داده که ایران هشدار داده در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل، پاسخ تهران میتواند شامل پایگاهها و ناوهای آمریکایی، فرودگاهها، خطوط لوله و دیگر زیرساختهای غیرنظامی در کشورهای خلیج فارس باشد.
در این گزارش همچنین به ذخایر موشکی و پهپادی ایران و تلاش آمریکا برای دور کردن نیروها و کارکنان دیپلماتیک از مناطق در معرض خطر اشاره شده است.
در سوی دیگر، ترامپ همچنان بر برتری نظامی آمریکا تأکید دارد و از امکان تحمیل نتیجه سخن میگوید.
آمریکا و اسرائیل برای حمله تازه آماده میشوند؟
گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل سناریوهای مربوط به احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا را بررسی میکنند.
انپیآر در ۲۲ اکتبر از برنامهریزی برای یک حمله احتمالی در اوایل نوامبر خبر داده است.
با این حال، همان گزارش تأکید کرده که این آمادگی نظامی ممکن است بخشی از فشار بر تهران برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات نیز باشد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در جریان سفر اخیر خود به اسرائیل با بنیامین نتانیاهو درباره تهدیدهای منطقهای گفتوگو کرده است.
با وجود همه این تحرکات، گزارش تأکید میکند هنوز نمیتوان گفت تصمیم نهایی برای انجام حمله گرفته شده است.
دور تازه جنگ چه تفاوتی خواهد داشت؟
یکی از پرسشهای اصلی این است که اگر دور قبلی حملات به بخشی از اهداف نظامی و زیرساختی ایران آسیب زده، دور تازه جنگ قرار است دقیقاً چه دستاوردی برای آمریکا داشته باشد.
آیا هدف آمریکا کاهش توان موشکی و پهپادی ایران است؟ آیا قرار است زیرساختهای انرژی تحت فشار قرار گیرند؟ هدف تغییر محاسبات هستهای تهران است یا واشنگتن میخواهد ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند؟
هر یک از این اهداف به مسیر متفاوتی منجر میشود و روشن نبودن هدف سیاسی جنگ میتواند احتمال تبدیل یک عملیات محدود به یک درگیری طولانیتر را افزایش دهد.
در مقابل، تهران نیز با افزایش دامنه تهدیدهای خود تلاش میکند هزینه تصمیم به حمله را برای طرف مقابل بالا ببرد.
در چنین وضعیتی، هر طرف برای بازسازی بازدارندگی ممکن است به اقدامی شدیدتر متوسل شود و همین موضوع میتواند طرف مقابل را به پاسخ تازه وادار کند.
خطر فقط در تنگه هرمز نیست
یکی از مهمترین نگرانیها این است که درگیری تازه فقط به تنگه هرمز محدود نماند.
همزمان با مشکلات ایجادشده برای کشتیرانی در خلیج فارس، جبهه دریای سرخ و بابالمندب نیز فعال است.
رویترز در ۲۳ اکتبر گزارش داده که تشدید حملات حوثیها در عربستان، نگرانی درباره اختلال در عرضه انرژی را افزایش داده و قیمت نفت برنت را به بیش از ۱۱۷ دلار در هر بشکه رسانده است.
این سطح قیمت از ۱۹ مارس تاکنون بیسابقه بوده است.
اگر بحران تنگه هرمز و بابالمندب همزمان تشدید شود، پیامدهای جنگ دیگر فقط نظامی نخواهد بود و میتواند مستقیماً بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.
انتخابات چه نقشی در بحران دارد؟
نزدیک شدن به تقویم انتخاباتی در آمریکا و اسرائیل میتواند انگیزه نمایش قدرت را افزایش دهد، اما همزمان هزینه ورود به یک جنگ طولانی و غیرقابل پیشبینی را نیز بیشتر میکند.
ایران از سوی دیگر با مطرح کردن احتمال هدف قرار گرفتن طیف گستردهتری از اهداف، تلاش دارد مانع آغاز حملات تازه شود.
بر اساس تحلیل مطرحشده، دور سوم جنگ هنوز اجتنابناپذیر نیست، اما خطر وقوع آن نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.
پرسش اصلی این است که آیا تهدید نظامی میتواند به توافقی عملی و قابل اجرا منجر شود یا در نهایت چرخهای از حمله و پاسخ شکل خواهد گرفت که کنترل دامنه آن دشوار باشد.
تحلیل واشنگتنپست از راهبرد ایران
در بخش دیگری از گزارش، به تحلیلی از روئل مارک گرشت، پژوهشگر مقیم بنیاد دفاع از دموکراسیها، و ری تکیه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی، در واشنگتنپست اشاره شده است.
این دو تحلیلگر معتقدند افزایش فشار نظامی و اقتصادی آمریکا لزوماً به تغییر محاسبات راهبردی ایران منجر نمیشود.
به باور آنها، هرچند فشارهای اقتصادی مشکلاتی برای ایران ایجاد کرده، تهران همچنان بر افزایش نفوذ منطقهای، حفظ ظرفیت بازدارندگی و تقویت موقعیت خود در خلیج فارس تمرکز دارد.
اعزام ناو هواپیمابر دیگر چه معنایی دارد؟
گرشت و تکیه با اشاره به تصمیم ترامپ برای اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به منطقه و همچنین تهدید به ازسرگیری حملات گسترده پس از انتخابات میاندورهای، معتقدند این اقدامات بهتنهایی اهداف راهبردی تهران را تغییر نخواهد داد.
از نگاه آنها، ایران به دنبال شکل دادن به ترتیبات امنیتی تازهای در خلیج فارس است که در آن بتواند تأثیر بیشتری بر رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز داشته باشد و روابط امنیتی آمریکا با کشورهای عربی منطقه را تحت فشار قرار دهد.
این دو تحلیلگر، بازدارندگی در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل را نیز از اولویتهای ایران میدانند.
امنیت انرژی بهعنوان ابزار بازدارندگی
در این تحلیل آمده است تا زمانی که ایران نتواند برنامه هستهای خود را احیا کند، توان اثرگذاری بر امنیت انرژی در خلیج فارس میتواند به ابزاری برای مقابله با فشارهای آمریکا و اسرائیل تبدیل شود.
به باور این تحلیلگران، از نگاه تهران تنها توافقی مطلوب خواهد بود که در نهایت به عقبنشینی واشنگتن از بخشی از اهداف خود منجر شود.
آنها همچنین معتقدند یادداشت تفاهم اسلامآباد از دید تهران در چنین چارچوبی قرار داشته است.
نقش عربستان در معادلات منطقهای
عربستان سعودی نیز در این تحلیل بهعنوان یکی از محورهای اصلی رقابت منطقهای ایران معرفی شده است.
نویسندگان معتقدند تهران در سالهای اخیر توجه بیشتری به عربستان داشته و انصارالله یمن را یکی از مؤثرترین متحدان منطقهای ایران میدانند.
به نوشته آنها، توانایی این گروه در استفاده از موشک و پهپاد و تهدید زیرساختهای نفتی عربستان بر محاسبات امنیتی ریاض اثر گذاشته است.
در عین حال، این تحلیلگران تأکید دارند فشارهای آمریکا همچنان برای ایران اهمیت دارد و محاصره دریایی و اقدامات وزارت خزانهداری آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی، آسیبهایی به اقتصاد ایران وارد کرده است.
آیا فشار اقتصادی ایران را به سازش میرساند؟
گرشت و تکیه فرضیهای را که براساس آن فشار و مشکلات اقتصادی الزاماً ایران را به سمت سازش خارجی سوق میدهد، رد میکنند.
به اعتقاد آنها، جنگ ممکن است تهران را به نوعی عملگرایی بیشتر در مدیریت مسائل داخلی سوق داده باشد، اما این تغییر الزاماً به معنی انعطاف بیشتر در سیاست خارجی نیست.
آنها همچنین احتمال میدهند جمهوری اسلامی در حال آزمودن الگویی باشد که در برخی حوزههای اجتماعی انعطاف بیشتری نشان میدهد، اما در برابر مسائل سیاسی و امنیتی داخلی همچنان رویکرد سختگیرانهتری حفظ میکند.
از نگاه این دو تحلیلگر، مسائل داخلی همراه با فشارهای اقتصادی آمریکا از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر محاسبات مقامات ایران است.
آنها گسترش توان موشکی و پهپادی، حفظ روابط با نیروهای همسو در منطقه و دنبال کردن ظرفیتهای هستهای را بخشی از تلاش تهران برای حفظ قدرت بازدارندگی ارزیابی میکنند.
در نهایت، این تحلیل مسئله اصلی ایران را یافتن راهی برای حفظ اهداف راهبردی در شرایط فشار فزاینده و محدودیت منابع میداند.
بنابراین، تصویر ارائهشده از وضعیت فعلی نه یک مسیر روشن به سوی صلح است و نه تصمیم قطعی برای آغاز دور تازه جنگ. کانالهای میانجیگری هنوز فعالاند، اما اختلاف بر سر ترتیب تعهدات، فشارهای اقتصادی و نظامی و دامنه اهداف دو طرف باعث شده دیپلماسی در شرایطی شکننده و نزدیک به بنبست باقی بماند.