واقعیت تلخ دیپلماسی/ پاسخ به ادعاهای تندروها
محسن صالحی خواه

روز گذشته، صحن مجلس شاهد بحثهای داغی پیرامون حضور مجدد بازرسهای آژانس در ایران بود. برخی از نمایندگان نسبت به ارائه اطلاعات مواد و سایتهای هستهای به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعتراض کردند و تعدادی دیگر این اقدام را مغایر با مصوبه مجلس دانستند. حتی تهدید شد که اگر این روند ادامه یابد، علیه رئیس شورایعالی امنیت ملی اعلام جرم خواهد شد.
پاسخ مسئولان و شفافسازی در مورد روندها
عباس عراقچی، معاون سابق امور خارجه کشور، در گفتوگویی با خبرگزاری مجلس به این پرسشها پاسخ داد. وی تأکید کرد که تاکنون هیچ توافقی نهایی نشده است و حضور بازرسها به منظور تعویض سوخت نیروگاه بوشهر صورت گرفته است. همچنین یادآور شد که تشخیص روندها و سیاستهای مرتبط با این موضوع بر اساس مصوبه، مسئولیت شورایعالی امنیت ملی است و نه مجلس.
رفتار سیاستمداران؛ ناآگاهی یا بازی سیاسی؟
تحلیل این اظهارات نشان میدهد که برخی سخنان تندروها از ناآگاهی نسبت به اصول دیپلماسی نشأت گرفته یا تلاشهایی برای مقاصد سیاسی است. همین نکته تأکیدی برای بررسی واقعیتهای تلخ است که کشور در این مسیر با آن مواجه است.
الزامات همکاری ایران با آژانس
به عنوان عضوی از انپیتی (پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای)، ایران ملزم به همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. تلاش برای عدم همکاری با آژانس بدون خروج از این پیمان، بحرانهای بیشتری را در پی خواهد داشت. ما نمیتوانیم از الزامات عضویت در این چارچوبها چشمپوشی کنیم.
چالشهای پرونده ایران در آژانس
یکی از مشکلات پرونده هستهای ایران ناشی از یافت شدن ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده است. هرچند که این موضوع توسط مسئولان ایرانی به خرابکاری اسرائیل نسبت داده شده است، حلوفصل این مسئله همچنان در سایه ابهام باقی مانده است. در چنین شرایطی، مدیریت و برنامهریزی پیرامون موضوع هستهای ایران باید با دقت بیشتری انجام شود.
مهمترین چالشهای پرونده ایران نتیجهگیرییافت شدن ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده | ایجاد حساسیت بیشتر و عدم پذیرش توضیح ایران |
عدم همکاری با آژانس | بحران بیشتر در سطح بینالمللی |
سیاسی شدن پرونده هستهای | فشار بیشتر از سوی آژانس و قدرتهای جهانی |
عواقب تحریمی و تحلیل شرایط دیپلماسی
به نظر میرسد ایران بار دیگر در معرض تحریمهای بینالمللی قرار گیرد. این امر نتیجه عدم تحقق دیپلماسی موثر در سالهای گذشته است. عدهای از مخالفان برجام به سرعت تلاش کردند تا توافق هستهای را از بین ببرند، اما مشخص نیست که این جریان ضددیپلماسی چگونه تصور میکند که ایران میتواند در شرایط تحریمی به رشد و توسعه ادامه دهد.
نظام جهانی و نقش جریانهای داخلی
امروز، جریانهای داخلی که مخالف برجام بودند، در جایگاه منتقدان و نه مسئولان ایستادهاند. در حالی که برجام بهترین توافق ممکن برای ایران بود و ظرفیتهایی داشت که میتوانست سالها کشور را از انزوا نجات دهد. این جریانها اما با سیاستهای خود شرایطی ساختند که حتی بهترین متخصصین هم نتوانستند به سرعت از آن عبور کنند.
مسیر پیش رو با واقعگرایی
دیپلماسی نیازمند واقعگرایی است و باید پذیرفت که نظم جهانی همچنان پابرجاست. قطعنامهها، اسنپبکها و قاعدههای بینالمللی واقعیتی غیرقابل انکار هستند. اینها درسهایی هستند که نمیتوان با انکار آنها آیندهای روشن برای کشور ایجاد کرد.