افول قدرت سیاست خارجی
عباس عبدی

از ابتدای حضور آقای عراقچی در وزارت امور خارجه، این نهاد با نقدهای جدی از سوی برخی کارشناسان و صاحبنظران روبهرو شده است. هرچند در ابتدا امید میرفت که با شروع فعالیت ایشان، شاهد تحولی در سیاست خارجی کشور باشیم، اما در عمل این امیدها با انتقاداتی جایگزین شد که عمدتاً بر نبود ابتکار، خلاقیت و اتخاذ رویکردهای نسنجیده مؤکد است.
وزارت خارجه، بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای دیپلماتیک کشور، نیازمند رویکردی مستقل و مبتنی بر اصول دیپلماسی است. متأسفانه نهتنها این اصول در بسیاری مواقع رعایت نمیشود، بلکه گاه اظهارات نسنجیده، سبب ایجاد تناقضهای جدی در مواضع این وزارتخانه شده است. این امر موجب افزایش ناامیدی میان کارشناسان و تحلیلگران داخلی شده و از تأثیرگذاری سیاست خارجی کشور کاسته است.
مرزهای استقلال نهادی
یکی از مشکلات اساسی که در سیاست خارجی مشاهده میشود، مخدوش شدن مرزهای استقلال نهادی است. آقای عراقچی، بهعنوان وزیر امور خارجه، وظیفه دارد که با زبان دیپلماسی سخن گوید و از ارائه نظراتی که ماهیت نظامی یا پارلمانی دارند، اجتناب کند؛ چراکه این نوع اظهارات، جایگاه این نهاد را تضعیف کرده و زمینه تقابل میان نهادهای مختلف را فراهم میسازد. چنین تقابلی میتواند به زیان هر دو طرف و قدرت ملی باشد.
«استقلال نهادی» به معنی ایفای نقش تخصصی و منحصر بهفرد هر نهاد است. به همین سبب، سخنان دیپلماتیک باید با حساسیت بیشتری تنظیم شود تا علاوه بر حفظ جایگاه وزارت امور خارجه، قدرت ملی نیز تقویت گردد.
ابهامات در اظهارات وزیر امور خارجه
نمونههای متعددی از اظهارات نسنجیده آقای عراقچی وجود دارد که پرسشها و انتقادات عمدهای را بهدنبال داشته است. از جمله سخنان ایشان در مورد شرطبندی بر تضمین عدم حمله آمریکا در خلال مذاکرات، پرسشها و تردیدهای بسیاری ایجاد کرده است. بیان چنین موضوعاتی در سطح دیپلماتیک، نهتنها تأثیر مثبتی ندارد، بلکه میتواند به ضعف سیاست خارجی تعبیر شود.
تضمین در دیپلماسی معنای خاصی دارد و باید با احتیاط و صراحت بیشتری مطرح شود تا از برداشتهای نادرست جلوگیری گردد. اگر شرطی تعیین شود، باید پیامدها و اقدامات متناسب با عدم پذیرش آن نیز کاملاً شفاف باشد، در غیر این صورت این شروط تأثیرگذاری مطلوب خود را از دست خواهند داد.
فقدان رویکرد میانمدت در سیاست خارجی
یکی از نقاط ضعف عمده وزارت امور خارجه، نبود رویکرد میانمدت و برنامهریزی استراتژیک است. بسیاری از اقداماتی که تاکنون صورت گرفتهاند، بهصورت اقتضایی بوده و نتوانستهاند با یک برنامه جامع و مبتنی بر اصول علمی همسو شوند. این ضعف، بهویژه در مسائل حساس مثل پرونده هستهای کشور، بیشتر نمایان شده و فرصتها را یکی پس از دیگری از دسترس خارج کرده است.
نقش مردم در جهتدهی سیاست خارجی
آقای عراقچی، در یکی از اظهارات اخیر خود، نظر مردم ایران درباره مذاکره با آمریکا را مطرح کرد و بیان داشت که مردم ایران آن را بیفایده میدانند. هرچند دخالت نظر عموم مردم در سیاست خارجی نشان از اهمیت افکار عمومی دارد، اما این گزاره بهخودیخود نادرست بهنظر میرسد. برخلاف این ادعا، نظرسنجیها نشاندهنده تنوع دیدگاه جامعه ایرانی در مورد این موضوع هستند. سیاستگذاری خارجی باید بر اساس واقعیتها، تحلیلهای علمی و نگاه جامع به مسائل داخلی و جهانی تنظیم شود.
مقایسه با پیشینه مدیریتی وزارت امور خارجه
از منظر بسیاری از تحلیلگران، حضور افرادی مثل آقای علیاکبر صالحی که دارای ایدههای روشنتر و تخصصیتر در حوزه دیپلماسی هستند، میتوانست به ارتقای جایگاه وزارت خارجه و سیاست خارجی کشور منجر شود. متأسفانه با کنار رفتن ایشان از دستور کار شورای راهبری و رئیسجمهور، این امیدها نیز کمرنگ شد. با این حال، همچنان انتظار میرود که با بهکارگیری مجموعه توان دیپلماتیک کشور، بتوان از وضعیت فعلی عبور کرد.
برای عبور از این مشکلات، وزارت امور خارجه باید رویکردهای خود را بازبینی نموده و با تدوین برنامههای میانمدت و بلندمدت، بر پایه اصول دیپلماتیک و علمی، ظرفیتهای موجود را به کار گیرد. همچنین توجه به نظرات عمومی باید با دقت و بررسی علمی همراه باشد تا به نتایج حقیقی منجر شود.
جدول مقایسه نقاط ضعف و قوت وزارت امور خارجه در دوران اخیر
نقاط ضعف نقاط قوتفقدان برنامهریزی میانمدت | امکانات دیپلماتیک گسترده |
اظهارات نسنجیده و متناقض | توانایی در مذاکره با قدرتهای بزرگ |
عدم استفاده از ظرفیتهای داخلی | پشتوانه ملی و حمایت عمومی |
عدم تمرکز بر مسائل کلیدی | پتانسیل بالای کارشناسان داخلی |
با توجه به شرایط حال حاضر، ضرورت دارد که سیاست خارجی ایران به سرعت اصلاح و به شکلی هوشمندانهتر هدایت شود تا بتوان از افول قدرت سیاسی و دیپلماتیک در سطح جهانی جلوگیری کرد.